مدیریت - بازاریابی- گردشگری- توسعه شهری
میر سجاد اسبقی- کارشناسی ارشد MBA دانشگاه تبریز

فـــــــروشـــــــــــنـده واقــعــــی

یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از این فروشگاهای بزرگ که همه چیز میفروشند (Everything under a roof) در ایالت کالیفرنیا میرود .

مدیر فروشگاه به او میگوید : یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم میگیریم .

در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند مشتری داشته است ؟
پسر پاسخ داد که یک مشتری .

مدیر با تعجب گفت: تنها یک مشتری ...؟!!!

بی تجربه ترین متقاضیان در اینجا حدقل ۱۰ تا ۲۰ فروش در روز دارند.
حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است ؟
پسر گفت: ۱۳۴,۹۹۹.۵۰ دلار ....

مدیر تقریبا فریاد کشید : ۱۳۴,۹۹۹.۵۰ دلار .....؟!!!!

مگه چی فروختی ؟

پسر گفت : اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری ۴ بلبرینگه. یعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری ؟ گفت : خلیج پشتی .

من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم .
بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا میتواند این قایق را بکشد؟ که گفت هوندا سیویک .

پس منهم یک بلیزی ۴WD به او پیشنهاد دادم که او هم خرید .

مدیر با تعجب پرسید : او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی ؟

پسر به آرامی گفت :

نه ، او آمده بود یک بسته قرص سردرد بخرد که من گفتم : بیا برای آخر هفته ات یک برنامه ماهیگیری ترتیب بدهیم، شاید سردردت بهتر شد ...!!!

فاجعه موزه های ایران

 دوستی میگفت: "متاسفانه من خود شاهد نگهداری مضحک این اشیا در موزه ایران باستان بوده ام. مجسمه کوچک ازدواج مقدس شاهکار با ارزش را برای تحقیقی دانشگاهی با هزار منت به من نشان دادند. آن را از میان جعبه کارتن و مقداری پنبه بیرون آوردند. (کتابخانه موزه آبگینه کتاب عکس این اثر را امانت نمی دهد!!!) از ترس حاضر نشدم آنرا در دست بگیرم و مسئول آن، با بی تفاوتی آن را روز میز گذاشت تا از آن عکس بگیرم محل نگهداری در کمد قسمت اداری بود!!!"

فاجعه موزه های ایران



ادامه مطلب ...

معابر پياده يا پياده‌ راه‌ها، معابري با بیشترین نقش اجتماعي هستند که در آن تسلط کامل با عابر پياده بوده و اين معابر مي‌توانند بصورت کوچه، بازار، بازارچه یا مسيري در ميدان و کنار سواره رو شکل بگيرد و بستري براي گذران اوقات فراغت شهروندان فراهم آورند. امروزه خيابان­هاي سنگفرش شده، خالي از اتومبيل، با فروشگاه­ ها، رستوران­ها، قهوه ­خانه ­هاي روباز و نيمکت­ هاي فروان يکي از راه­هاي تفريحات مردم در کشورهاي مدرن شده ­است.

در ادامه این مطلب راجع به تعریف پیاده راه و تاریخچه احداث آن در جهان و ایران، ضرورت ایجاد آن و معیارهای ارزیابی پیاده راه مطالبی ارائه شده است.



ادامه مطلب ...

برای قبول شدن درمصاحبه دکتری علاوه بر تکنیک عمومی نیاز به اطلاعات تخصصی رشته خود دارید

۱- مروری بر دروس و مطالب کلیدی : با اینکه سوالات علمی جلسه مصاحبهآزمون دکتری مرتبط با دروس اصلی رشته و گرایش انتخابی داوطلب می باشند ولیمتأسفانه آزمون کتبی برخی رشته ها از چنین دروسی نبوده است و رتبه خوبآزمون کتبی به معنای آمادگی در این دروس نمی باشد. یکی از بهترین کارهاییکه باید تا زمان دعوت به مصاحبه ها انجام دهید مرور این دروس است



ادامه مطلب ...
برچسب:مصاحبه دکترا, :: 11:59 :: نويسنده : میرسجاداسبقی

دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش، اون یکی یه ستاره داوود.. مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن.

یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیبه پول میدن و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمیده. رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یه کشور کاتولیکه، تازه مرکز مذهب کاتولیک هم هست. پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب داره جلوش. در واقع از روی لجبازی هم که باشه مردم به اون یکی پول میدن نه به تو.
گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی “موشه” نگاه کن کی اومده به برادرمون بازاریابی یاد بده؟
 

خوب بخورید و خوش‌اخلاق باشید!


برای همه ما پیش آمده که عصر یک روز تعطیل، خسته و بی‌حوصله به سراغ یخچال می‌رویم، در آن را باز می‌کنیم و به‌دنبال چیزی می‌گردیم که با خوردن آن، حالمان بهتر شود. 

انگار خوردن بعضي چيزها مي‌تواند در تغيير حال ما تأثير‌گذار باشد. مثلا صداي گاز‌زدن سيب يا هويج، وقتي عصباني هستيم مي‌تواند اندكي از خشم ما را كم كند و حس بهتري به ما بدهد يا خوردن پرتقال به‌دليل داشتن ويتامين ث باعث نشاط و سرزندگي بيشتر ما مي‌شود و... .



ادامه مطلب ...
برچسب:, :: 7:30 :: نويسنده : میرسجاداسبقی

بازاریابی همهمه ای یا BUZZ Marketing یک شکل از بازاریابی دهان به دهان است که استراتژی آن غیر سنتی است و اغلب از خلاقیت برای تعامل و جذب مخاطبان استفاده می کند. با استفاده از این نوع بازاریابی، شور و هیجان در مورد محصول و یا خدمات در بین مردم معمولاً از طریق تبلیغات دهان به دهان منتشر می شود



ادامه مطلب ...

در صورتی که شرکتی از بازاریابی از طریق توصیه‌های زبانی به خوبی استفاده کند، نتایج بسیارموثری به بار می‌آورد و می‌تواند چنان تاثیری در زمینه رقابت ایجاد کند که نتایج روش‌های دیگر بازاریابی به ندرت به پای آن می‌رسد. با این حال بسیاری از نمایندگان بازاریابی از توسعه روش‌های بازاریابی دهان به دهان پرهیز می‌کنند. 

بازاریابی دهان به دهان (Word of Mouth Marketing) نوعی از بازاریابی است که بدون پرداخت هزینه ، کسب و کاری توسط استفاده کنندگان از خدمات یا محصولات به دیگران معرفی می شود.

 

 

 

 



ادامه مطلب ...

برچسب:22 بهمن, :: 10:32 :: نويسنده : میرسجاداسبقی

ین نظرسنجی میانگین حقوق دریافتی گروه نمونه استخدامی در این مشاغل خاص را نشان می‌دهد. برای اینکه بدانید کدام مشاغل درآمد بیشتری دارند، شما را به خواندن ادامه این گزارش دعوت می‌کنیم.

به گزارش اقتصاد نیوز، اداره ملی آمار انگلیس گزارش سالانه خود با عنوان گزارش «ساعت و درآمد 2014» را منتتشر کرد که طی آن 10 شغل پر درآمد سال 2014 در این کشور معرفی شدند.

در ادامه این گزارش می‌خوانید: آیا تابحال به این فکر افتاده‌اید که کدام مشاغل در کشوری اروپایی مانند انگلیس پردرآمدتر هستند یا برای کسب یکی از این مشاغل چه مراحلی را باید طی کرد؟ برای پاسخ به این سؤال، اداره ملی آمار انگلیس نظرسنجی سالانه خود با عنوان گزارش «ساعت و درآمد 2014» را منتشر کرده‌ است. در این نظرسنجی به موارد مورد نیاز برای اخذ این مشاغل و تجربه صاحبان این 10 شغل برتر در لحظات خوب و بد زندگی شغلی‌شان پرداخته شده‌است.


به گزارش گاردین، این نظرسنجی میانگین حقوق دریافتی گروه نمونه استخدامی در این مشاغل خاص را نشان می‌دهد. برای اینکه بدانید کدام مشاغل درآمد بیشتری دارند، شما را به خواندن ادامه این گزارش دعوت می‌کنیم.

1- ریاست یک کمپانی یا سازمان

این عنوان شغلی شامل مدیرعاملی در کمپانی‌های مطرح با بیش از 500 پرسنل می‌شود. میانگین حقوق دریافتی در این شغل تا پیش از کسر مالیات 107 هزار و 703 پوند است. دامنه پرداخت حقوقی در این شغل از 25 هزارو 953 تا 136 هزار و 779 پوند متغیر است؛ ضمن اینکه میانگین حقوق پرداختی در این شغل 75 هزار و 237 پوند است.

بهترین جنبه این شغل این است که به همه می‌گویید چه شغلی دارید و چه کاری انجام می‌دهید. اما از جنبه‌های منفی این شغل می‌توان به شرکت در جلسات مکرر اشاره کرد.

شرایط استخدام در این شغل: برای احراز این مسئولیت عمدتا نیاز به مدرک مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) و دست‌کم 30 سال تجربه کاری یا روابط فامیلی مؤثر در این زمینه است.

2- خلبانی

این حرفه شامل مهندسی پرواز و آموزش خلبانی‌می‌شود. میانگین حقوق دریافتی در این شغل بدون کسر مالیات 90 هزار و 146 پوند است. دامنه پرداخت حقوقی در این شغل از 66 هزارو 178 تا 97 هزار و 598 پوند متغیر است ضمن اینکه میانگین حقوق پرداختی در این شغل 90 هزار و 534 پوند است.

بهترین جنبه این شغل این است که شما برای رؤیا پردازی‌هایتان و لذتی که می‌برید پول دریافت می‌کنید. فرقی نمی‌کند که آب و هوا روی زمین چطور است، مهم این است که در آسمان همیشه همه چیز فوق‌العاده است و تنها تعداد کمی در دنیا این شانس را دارند تا این حرفه را تجربه کنند. اما این شغل جنبه‌های منفی هم دارد. مثلا کنترل امنیت پرواز تحت هر شرایط جوی کار دشواری است. چرخیدن دور هواپیما در هوای نامساعد درحالی که باران سیل‌آسا می‌بارد و باد شدیدی می‌وزد کار چندان آسانی نیست.

شرایط استخدام در این شغل: یادگیری پرواز با هواپیمای مسافربری، داشتن گواهی عمومی آموزش ثانوی و تسلط کافی به زبان انگلیسی از شرایط اصلی احراز این شغل است. همچنین شرکت در دوره‌های آموزش خلبانی بسیار هزینه بر است به‌طوری‌که هزینه شرکت دراین دوره‌ها ممکن است به 100 هزار پوند هم برسد.

3- مدیریت بازاریابی

این شغل شامل مدیریت فروش نیز می‌شود. میانگین حقوق پرداختی در این حرفه 82 هزار و 962 پوند است و دامنه حقوق پرداختی در آن از 16 هزار و 959 تا 103 هزار و 871 پوند منغیر است و میانگین حقوق دریافتی در این حرفه 66 هزار و 452 دلار است.

جذاب‌ترین بخش این شغل انجام دادن کارهای جدید است.در این شغل همه چیز از نوآوری، مشتری، ارتباطات و فروش، همه و همه باهم محقق می‌شوند. اما برقراری تعادل میان خواسته‌های همه در کمپانی یکی از مهمترین دشواری‌های این حرفه است.

4- مدیریت فن‌آوری و ارتباطات

این شغل مدیریت ارتباطات راه دور و مدیریت ارشد فن‌آوری اطلاعات را نیز دربر می‌گیرد. میانگین حقوق دریافتی در این حرفه 80 هزار و 215 پوند و دامنه حقوق دریافتی در این حرفه از 24 هزار و 266 تا 83 هزار و 23 پوند متغیر است.

5- مدیر مالی مؤسسه

این حرفه مدیریت بانکی و کمپانی‌های ساخت و ساز را شامل می‌شود. میانگین حقوق دریافتی در این حرفه بدون کسری مالیات 78 هزار و 782 پوند و دامنه پرداخت حقوق آن از 24 هزار و 255 تا 102 هزار و 749 پوند متغیر است. از مزیت‌های مهم این شغل می‌توان به داشتن قدرت تغییر جهان و از نکات منفی آن نیز به کنار آمدن با هر شرایط دشواری اشاره کرد. شرایطی که در آن افراد از بانک برای منافع شخصی خود استفاده می‌کنند و دست به اقداماتی نظیر کلاهبرداری می‌زنند.

6- مدیریت روابط عمومی

مدیریت روابط عمومی مشاغلی نظیر مدیریت تبلیغات و مدیریت خبرگزاری‌ را دربر می‌گیرد. میانگین حقوق دریافتی در این شغل 77 هزار و 619 پوند و دامنه پرداخت حقوق آن نامشخص است. جذاب‌ترین بخش این شغل داشتن نبض اتفاقات در دست، بعهده گرفتن برخی نقش‌ها و همینطور سفر است. از سختی‌های این شغل می‌توان به این نکته اشاره کرد که مدیر روابط عمومی غالبا آخرین نفری است که به او مسائل گفته می‌شود و به‌عنوان فردی که حافظ اعتبار یک سازمان است به او توصیه می‌شود تا در مواقع بحرانی در آخرین لحظات به یاری مؤسسه بیاید.

7- مدیریت امور مالی

میانگین حقوق پرداختی در این شغل 76 هزار و 320 پوند و دامنه حقوق پرداختی در آن از 16 هزار و 963 تا 97 هزار و 211 پوند متغیر است. جذاب ترین بخش این شغل این است که آزادی عمل برای انجام بسیاری از تصمیمات را دارید اما سختی این شغل این است که مردم اغلب موافق بودجه‌بندی نیستند پس این شغل تقریبا شغلی ناسپاس به‌حساب می‌آید.

8- کنترل ترافیک هوایی

میانگین حقوق پرداختی در این شغل 75 هزار و 416 پوند است. دامنه حقوق پرداختی در این شغل از 54 هزار و 449 تا 84 هزار و 209 پوند متغیر است. جذاب ترین بخش این شغل بلند کردن هواپیما از روی باند است بطوری‌که در یک شیفت کاری مجوز تیک‌آف 45 تا 55 پرواز را از روی باند فرود صادر می‌کنید. اما این شغل هم سختی‌های خاص خود را دارد بطوری‌که آب و هوای نامساعد نظیر مه، برف و باد شدید وظیفه شمارا بسیار دشوار می‌کند.

9- مهندس خطوط راه‌آهن

این شغل شامل مهندسی هواپیما، کشتی و سایر حرفه‌های خدمات حمل و نقل هم می‌شود. حقوق دریافتی در این حرفه به طور میانگین 74 هزار و 402 پوند است. یکی از جذابیت‌های این شغل محقق شدن رؤیاهای کودکی است. اما از دشواری‌های این شغل می‌توان به وظایف متعدد و پیچیده مرتبط با زیرساخت‌های پروژه اشاره کرد.

10- وکیل حقوقی شرکت‌ها و کمپانی‌ها

این حرفه شامل وکالت حق مالکیت و ثبت اختراع شرکت‌ها نیز می‌شود. میانگین حقوق دریافتی در این شغل 73 هزارو 425 پوند است. از جذابیت‌های این شغل می‌توان به تنوع این حرفه با توجه به جامعه قانونی آن اشاره کرد. جمع و جور کردن خرابکاری‌های فرد دیگر و حل مشکلات سایر بخش‌ها یکی از مشکلات اساسی این شغل است که معمولا هم قدر زحمات وکلا دانسته نمی‌شود.

منبع: تابناک

برچسب:, :: 7:42 :: نويسنده : میرسجاداسبقی

اروپا: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود
ایران: موفقیت مدیر سنجیده نمیشود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است

 

  اروپا: مدیران بعضی وقتها استعفا میدهند

ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود


اروپا: افراد از مشاغل پایین شروع میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند
ایران: افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگترين هاي کشور است


اروپا: برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر میگردند
ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود


اروپا: یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود
ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده


اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند


اروپا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود
ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد!

بازاریابی استراتژیک

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند.

ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم. شما نمی‌دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده‌ام.

شرح حکایت ۱ (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)
ملا نصرالدین با بهره‌گیری از استراتژی ترکیبی بازاریابی، قیمت کم‌تر و ترویج، کسب و کار «گدایی» خود را رونق می‌بخشد. او از یک طرف هزینه کمتری به مردم تحمیل می‌کند و از طرف دیگر مردم را تشویق می‌کند که به او پول بدهند .
«اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.»

شرح حکایت ۲ (دیدگاه سیستمی اجتماعی)
ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است. او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد. »

روز دانشجو، روز در هم آمیختن تقوا با علم و دانش اندوزی،
بر شما دانشجوی با ایمان مسلمان گرامی باد

برچسب:, :: 19:20 :: نويسنده : میرسجاداسبقی

یکی از ابزارهایی که عمدتا به وسیله مدیران سنتی بکار گرفته می شود، تهدید است.  تهدید ممکن است کلامی – رفتاری و یا اداری باشد. تهدید به عدم پرداخت پاداش،  عدم پرداخت اضافه کار، کسر حقوق، اخراج، برکناری از پست و تهدیدهای مشابه.

 

عموما ما در جامعه با این مفاهیم آشنا هستیم: "گوشش رو می پیچونم"؛  . "اگر ...... بهتره سرکارش حاضر نشه"؛ اگر............... برکنارش می کنم" اخیرا و در جدیدترین تعبیر نیز  “Set is Off” اش می کنم.

 

چیزی که امروزه متداول شده و غالبا از زبان مدیران سنتی به صورت آزار دهنده ای شنیده می شود.



ادامه مطلب ...
 امروز اولین روز ماه مهر و نخستین روزی است که دانش آموزان در سال تحصیلی جدید به مدرسه می روند برخی ها هم برای اولین بار قدم در دبستان می گذارند اما تصاویری که در زیر آمده بخشی از خاطرات دهه شصتی ها و دهه پنجاهی ها است که شاید بچه مدرسه ای های امروز درکی از آن نداشته باشند.

خاطراتی آشنا به بهانه اولین روز مدرسه


ادامه مطلب ...
برچسب:اول مهر, :: 9:44 :: نويسنده : میرسجاداسبقی


اغلب كارجويان براي يافتن شغل نياز به ارسال رزومه براي كارفرمايان دارند،اما آيا بايد رزومه را بدون هيچ توضيحي ارسال نمود يا اينكه بايد همراه روزمه متن ديگري هم ارسال شود ؟ پاسخ اين پرسش چنين است : كارفرما بايد بداند درچه رابطه اي شما با او مكاتبه می‌کنید ، يك كارفرما ممكن است طي روز نامه‌هاي متعددي دريافت كند و همچنين ممكن است آگهی‌های مختلف يا مشاغل مختلفي را اعلام كرده باشد بنابراين وقتي شما ازاودرخواست شغل می‌نمایید بايد به طور واضح و مشخص علت ارسال درخواست خود را ذكرنماييد. نامه درخواست شغل، تقاضا نامه شغل، «نامه پوششي» يا هر عنواني كه به اين درخواست می‌دهید مكاتبه اي ضروري با كارفرماست كه همراه با رزومه يا خلاصه مشخصات وسوابق ارسال می‌شود و معمولاً شامل قسمت‌ های ذيل است :

■ بخش‌های نامه درخواست شغل

الف – عنوان نامه كه در صورت آشنايي با او شامل نام فرد و يا عنوان اداري می‌گردد و در صورت ندانستن نام فرد يا عدم آشنايي تنها به عنوان اداري اكتفا می‌گردد.

ب – در پارگراف اول كه علت نوشتن نامه دقیقاً مشخص می‌شود به طور مثال اگر ارسال رزومـــــه به دنبال درج آگهي بوده تاريخ و عنوان آگهي و شغلي كه براي آن درخواست داده می‌شود بايد در این بخش مورد اشاره قرار گیـــرد و در صورتی که به دنبال مذاكره يا معرفي خاصي نويسنده به كارفرما معرفي شده باشد بايد به اين مطلب در پاراگراف اشاره شود.

ج –پاراگراف دوم كه معرفي خودتان به طور خيلي مختصر، اشاره به رزومه ارسالي و درخواست شغـــل مورد نظراست.

د- پاراگراف سوم كه درخواست زماني براي ديدار و گفت‌وگوي رودررو است.

و- در پایان نيز نام و نام خانوادگي و امضاي نويسنده درج می‌شود.

 

در نوشتن درخواست شغل يا نامه پوشش موارد ذيل را رعايت کنید:

1- از املای صحیح نام مدیر در عنوان نامــــــه مورد نـــظر مطمئن شوید.

2- بهترین تجربه‌ها و تحصیلات خود را که با جایگاه مورد نظر مرتبط باشد درپاراگرف دوم بیان نمایید.

3- نمونه های خاص و البته قابل توجهی از دستاوردها و قابلیت‌های خود بیان کنید، در این رابطه می‌توانید به صورت مختصر و مفید شرایـــــــط و نحوه عملکرد خود برای بهبود و ارتقاء شرایط را نیز شرح دهید دقت نمایید از توضیح طولانی اجتناب کنید.

4- از لحن و گفتار حرفه‌ای و مثبت استفاده نمایید. بکار بردن لحن منفی و نامناسب موجب می‌گردد تقاضانامه و رزومه کاری مستقیم دور انداخته شوند. خوش بین باشید، اما اغراق و زیاده‌روی نکنید.

5- واضح و روان بنویسید، استفاده از جملات پیچیده کمکی به شما نخواهند کرد و در نهایـــــت به مصاحبه دعوت نخواهید شد. انتخاب کلمات مناسب مهم است .اگر توانایی و استعداد خوبی در نوشتن ندارید بهتر است از فرد دیگری برای این کار کمک بگیرید.

5- نامه بايد مختصر و كوتاه باشد و كارفرمـــــا را به خواندن روزمه است ترغيب نمايد تا كارفرما بايد درك كند كه چگونه مهارت‌ها و تجربه های شما در جهت رفع نیازهای کارفرما موثر واقع گردد.

6- بارها شنیده‌اید اما باز هم تکرار می‌کنم. هرگز تقاضانامه ای که غلط املایی یا اشکال نگارشی و دستوری داشته باشد را ارسال نکنید.

چه نکاتی را نباید انجام داد:

1- تعریف و تمجید بیجا و بی مورد در مورد شرکت استخدام كننده ممنوع! هدف از نوشتن و ارسال تقاضانامه و رزومه بیان و شرح مهارت‌هایی است که می‌تواند برای شرکت مفید باشد لذا باید خود را معرفی نمایید نه آنکه برای مدیری که خود صاحب و باخبر از شرکت است همان شرکت را شرح دهید.

2- استفاده از نوشتن متن و کلمات مبهم، خودداري كنيد.

3- اغراق و زیاده‌روی در شرح و بیان مطالب اصلاً پسندیده نیست. همانطور که پیش از این نیز بدان اشاره شد اغراق می‌تواند نوعی توهین به طرف مقابل تلقی گردد.

4- مدیران استخدام کننده باید دلیل کافی برای خواندن رزومه شما داشته باشند، در واقع نباید این‌گونه جلوه نماید که آنان با خواندن تقاضانامه وقت خود را هدر می‌دهند. زمینه مناسبی فراهم آورید تا مشتاق خواندن رزومه‌تان شوند: لحن و طرز بیان مؤدبانه، قابلیت‌ها و ویژگی‌های منحصر به فرد شما را بشناسند، و از همه مهم‌تر در انتخاب کلمه، دستور زبان، نقطه گذاری، و املای کلمات دقت لازم را به خرج دهید. در یک تقاضانامه هیچ گاه نباید از لحن و گفتار همراه با شوخی استفاده نمایید.

5- نامه درخواست شغل همچون رزومه بايد در کاغذ مناسب با ابعاد مناسب نوشته شود و حتی‌المقدور از تايپ براي تهيه آن استفاده شود .

6- كاغذهاي فانتزي نظيركاغذ ابروبـــــــاد را مورد استفاده قرارندهيد.

7- ازكاربرد قلم‌های رنگي و به خصوص رنگ‌های زننده خوددداري كنيد.

برچسب:asbaghi,ir, :: 11:9 :: نويسنده : میرسجاداسبقی

طی کردن راهی که هزار فرسنگ است، با برداشتن اولین قدم آغاز می‌شود!

تا چه اندازه ای در کار و فعالیت خود موفق هستید و چه برنامه ای را برای آینده شغلی و تحصیلی خود در نظر گرفته‌اید؟ مهم‌ترین مشوقان شما در کار و تحصیل چه کسانی هستند و چه راهبردی برای مواجهه با مشکلات دارید؟ استرس چه نقش و جایگاهی در روند برنامه کاری و تحصیلی شما دارد و از چه راهکارها، ترفندها و الگوهایی برای برطرف کردن و غلبه بر آن استفاده می‌کنید؟

 



ادامه مطلب ...
برچسب:میرسجاداسبقی, :: 10:35 :: نويسنده : میرسجاداسبقی

پرتال امام خمینی(س)؛ حضرت امام خمینی(س) با وجود مسئولیت ها و وظایف سنگین رهبری حکومت اسلامی، توجه ویژه ای نیز به انجام آداب شرعی و مستحبی داشتند. از جمله در ماه مبارک رمضان که بخش زیادی از اوقاتشان را به خواندن نماز و قرائت قرآن می گذرانیدند. علاوه بر این ایشان می کوشیدند که تا حد امکان در این ماه با ساده زیستی و قناعت مفهوم واقعی روزه داری و امساک را رعایت کنند. روایت برخی از نزدیکان حضرت امام درباره چگونگی روزه گرفتن و افطار ایشان، دلیل خوبی این این مدعاست: 

  



ادامه مطلب ...
برچسب:, :: 12:48 :: نويسنده : میرسجاداسبقی

از مدير موفقي پرسيدند: "راز موفقيت شما چه بود؟" گفت: «دو كلمه» است.
- آن چيست؟
- «تصميم‌هاي درست»
- و شما چگونه تصميم هاي درست گرفتيد؟
- پاسخ «يك كلمه» است!
- آن چيست؟
- «تجربه»
- و شما چگونه تجربه اندوزي كرديد؟
- پاسخ «دو كلمه» است!
- آن چيست؟
- «تصميم هاي اشتباه»

مدیر یک شرکت نرم‌افزاری، که نرم‌افزارهای متعدد در حوزه‌ی حسابداری و امور مالی تولید می‌کند، به یک شرکت فعال در حوزه‌ی سرمایه‌گذاری در بورس دعوت می‌شود. نظم شرکت عالی است.

همه لباس‌های رسمی پوشیده‌اند. میزها مرتب است. چند صفحه‌ی نمایش بزرگ روی دیوار است که آخرین ارزش چند سبد سهام مهم را نمایش می‌دهد. ساعت کاری دقیقاً در لحظه‌ای خاص شروع می‌شود و همه پشت میزها حاضر هستند. نظمی آهنین در شرکت برقرار است و گردش مالی چند ده میلیاردی برای همه‌ی کارکنان عادی است.

او به شرکت خود باز می‌گردد و هر لحظه شرایط موجود، او را بیشتر از قبل دلزده و دلسرد می‌کند. برنامه‌نویس‌هایی که با ظاهر غیررسمی و بعضاً نامرتب سر کار آمده‌اند. هر کدام به هزار شکل مدعی هستند و حرف مدیر خود را به سادگی نمی‌پذیرند. دیر می‌آید. زود می‌روند. بعضی وقتها خیلی دیر می‌روند. نه تنها تلویزیونی روی دیوار نیست که پیشرفت لحظه‌ای کارها را نشان دهد، هر یک از پروژه‌ها با انواع سختی‌ها و تاخیر‌ها روبروست.
مدیر شرکت نرم‌افزاری، تصمیم می‌گیرد،‌ فرهنگ شرکت و رفتار مدیریتی خود را با کارکنان اصلاح کند!

***

آیا به تفاوت «نقاب» و «لباس» توجه کرده‌اید؟ نقاب را بر روی چهره می‌گذاری و مهم نیست که همخوانی آن با چهره‌ات چقدر است. هر نقابی را بر هر چهره‌ای می‌توان گذاشت. کافی است که فرد، نقابش را دوست داشته باشد.

اما انتخاب لباس، تنها بحث سلیقه نیست. ممکن است کسی لباسی را دوست داشته باشد، اما لباس اندازه‌ی او نباشد. یا به تن او خوب ننشیند.
یکی از اشتباهات رایج در حوزه‌ی مدیریت،‌ این است که ما سبک مدیریتی را از شرکت دیگری، از کشور دیگری، از فرد دیگری، اقتباس می‌کنیم و تلاش می‌کنیم آن سبک را در سازمان و صنعت خود اجرا کنیم.

شاید به نظر این مسئله بدیهی بیاید اما بیایید با خودمان فکر کنیم:
چقدر پیش آمده که الگوهای سایر شرکت‌ها و سازمانها، بدون بررسی و تحلیل به داخل سازمان ما تزریق شده و گرفتاری ایجاد کرده است؟
چقدر پیش آمده که مشاوران استقرار سیستم‌های مدیریت کیفیت (مثلاً ایزو) تلاش کرده‌اند همان لباس فرایندی که بر تن مشتری قبلی کرده‌اند را با کمتری تغییرات بر تن سازمان ما بپوشانند؟

چقدر پیش آمده که تبلیغ خلاقانه‌ی زیبایی که در کشور دیگری درست شده، الهام بخش تبلیغ‌های ما قرار گرفته و تبلیغ خوب و زیبا اما بی‌نتیجه‌ای تولید شده است؟

چقدر اتفاق می‌افتد که مدیر مالی یک شرکت با توان و تخصص بالا،‌ وارد سازمان دیگری می‌شود و همه از ناتوانی و سردرگمی‌ها و سیاست‌های نادرست او تعجب می‌کنند؟

مدت‌هاست واژه‌ی «اقتضا» و «مدیریت اقتضایی» جایگاه ویژه را در حوزه‌ی مدیریت و فرهنگ به خود اختصاص داده است.
باید دقت کنیم که «لباس» و «نقاب» را جابجا نگیریم.

برچسب:, :: 9:47 :: نويسنده : میرسجاداسبقی

يكي از اساتيد دانشگاه ميگفت در دوره تحصيلاتم در آمريكا
در يك كار گروهي با يك دختر آمريكايي به نام كاترينا وهمينطور فيليپ، كه نميشناختمش همگروه شدم.
از كاترينا پرسيدم فيليپ رو ميشناسي !. ؟
كاترينا گفت آره، همون پسري كه موهاي بلوند قشنگي داره
و رديف جلو ميشينه ! گفتم نميدونم كيو ميگي !
گفت همون پسر خوش تيپ كه معمولا پيراهن و شلوار روشن شيكي تنش ميكنه !
گفتم نميدونم منظورت كيه؟ 
گفت همون پسري كه كيف و كفشش هميشه با هم سته !
بازم نفهميدم منظورش كي بود !
كاترينا تون صداشو يكم پايين آورد و گفت فيليپ ديگه، همون پسر مهربوني كه روي ويلچير ميشينه...
اين بار دقيقا فهميدم كيو ميگه ولي به طرز غير قابل باوري رفتم تو فكر...
آدم چقدر بايد نگاهش به اطراف مثبت باشه
كه بتونه از ويژگي هاي منفي و نقص ها چشم پوشي كنه...
چقدر خوبه مثبت ديدن اگر كاترينا از من در مورد فيليپ ميپرسيد چي ميگفتم ؟
حتما سريع ميگفتم همون معلوله ديگه !!
وقتي نگاه كاترينا رو با ديد خودم مقايسه كردم خيلي خجالت كشيدم ...
چقدر عالي ميشه اگه ويژگي هاي مثبت افراد رو بيشتر ببينيم و بتونيم از نقص هاشون چشم پوشي كنيم..

 

برچسب:, :: 17:34 :: نويسنده : میرسجاداسبقی

کارت پستال عید مبعث,کارت پستال روز عید مبعث

 اعمال روز عید مبعث


برای روز عید مبعث  چند  عمل ذکر شده است:

روزه روز عید مبعث یکى از چهار روزى است که در تمام سال امتیاز دارد و روزه این روز برابر است با روزه هفتاد سال است.

غسل، بسیار صلوات فرستادن و زیارت حضرت رسول و امیرالمؤمنین از جمله اعمالی است که برای روز عید مبعث ذکر شده است.

 اردبیلی ها همه ساله جشن روز مبعث را در اماکن مذهبی مساجد و حسینیه ها برگزار می کنند و با آذین بندی و چراغانی خیابانها ،معابر، مساجد و شرکت در مراسم این روز سالروز بعثت پیامبر بزرگوار اسلام را گرامی می دارند.

برچسب:asbaghi,ir, :: 9:55 :: نويسنده : میرسجاداسبقی

منظور از فرهنگ طبق نظر لووی عبارت از مجموعه چیزهایی است كه فرد از جامعه خود كسب می كند یعنی باورها، رسوم، عادات. جرالد می یر نیز توسعه اقتصادی را اینگونه تعریف كرده است : توسعه اقتصادی عبارت است از فرآیندی كه بموجب آن درآمد واقعی سرانه در یك كشور و در دورانی طویل المدت افزایش می یابد. حال اقتصاد و فرهنگ؛ یکی از تیزهوشانه‌ترین انتخاب‌هایی که ممکن است. در جهان سوم دیریست که این دو واژه در مفهوم و عملکرد از هم متنافرند. در جهانی که «فرهنگ» را فراموش کرده، اقتصاد از فرهنگ گریزان به سوی دیگر رفته است. فرهنگمندان که خود جامعه را ساخته‌اند از اقتصاد آن محروم‌اند و گاه کم فرهنگان تا حداشباع از آن بهره‌مند. به همین دلیل است که دستمزد یک فصل فلان فوتبالیستِ از دستمزد یک عمر استاد دانشگاه بیشتر است. چرا که در دنیای بی فرهنگی آنکه از اقتصاد بهره‌مند است با «پا» می‌اندیشد و دیگری که از اقتصاد جامعه بهره‌ای ندارد با «سر»، قضیه برعکس است.

«فرهنگ» و «اقتصاد» به اندازه طول قد آدمی از هم فاصله دارند و ذهنی اندیشمند می‌خواهد که در جهان سوم این دو را به هم نزدیک کند و سال را سال «اقتصاد و فرهنگ » بنامد.

اکنون بر دوش ما است که این وظیفه را به انجام رسانده و به آن جامه عمل بپوشانیم؛ به ویژه به دوش ما اهل دانشگاهی و رسانه‌ای هاست که به نوعی خود را صاحب اندیشه می‌نامیم و این وظیفه برای ما سنگین‌تر است. ما وارثان کسانی هستیم که اندیشه را در دنیا پراکندند اما دیگران سود آن را بردند، چرا که اندیشه را به مکانیزم اقتصادی در آورده و دنیا را گرفتند و ما صاحبان واقعی اندیشه در همان «فرهنگ» باقی ماندیم و اقتصاد را در بی‌فرهنگی جستجو کردیم. حال می‌بایست این اشتباه تاریخی را جبران کرده و اقتصاد معیشتی مردم را نه در نفت که در صنعت گردشگری و فرهنگ بیابیم.

untitled.jpg

اقتصاد و فرهنگ در کجا جمع می‌شوند؟

خیلی دور نیست، در همین نزدیکی است. کافیست چشم‌هایمان را کمی بشوئیم و جور دیگر ببینیم. کمی اندیشه می‌گوید که ما سال‌هاست در مرحله فرهنگ باقی مانده و دیگران با استفاده از فرهنگِ ما به اقتصاد رسیده‌اند. جاذبه های تاریخی مانند منار شمس تبریزی؛ مسجد مطلب خان؛ دروازه سنگی و یا صنایع دستی همچون فرش خوی كه روی هم رفته از تاریخ این شهر تاریخی حكایت دارد و سال هاست که با دیدن آن ها در آن خیره می‌مانیم، اما یک اروپایی با دیدن آن ذهنش مثل ماشین حساب به کار می‌افتد که «چگونه می‌توان از این زیبایی پول درآورد» ما مدت ها است که منظره دره قریس یا کوه اورین و آبشاد بدلان را دیده ایم، قرن‌هاست که در وصف زیبایی طبیعت شعر سروده‌ایم اما دیگران کم تر از قرنی است که از اینها پول درآورده و اقتصاد مردم خود را سر و سامان داده‌اند. آن‌ها اندیشیدند که در کجا «فرهنگ و اقتصاد» را با هم آشتی دهند، دریافتند که ذهن تشنه بشر برای شناختن «دیگران» تا چه حد آمادگی و پویایی دارد و برای این پویایی هزینه می‌کند تا برود و ببیند که دیگران چگونه می‌زیند، اصلا کی هستند؟ چه فرهنگی دارند؟ چگونه می‌اندیشند؟ چه تاریخ و چه جفرافیایی دارند؟، چه یادمان‌هایی دارند و این چنین شد که «صنعت توریسم» را پدید آوردند؛ تا «فرهنگ» را به «اقتصاد» پیوند دهند و انصافا هم خوب پیوند دادند و خوب هم پول درآوردند. با استفاده از «سفر» که نیاز فطری بشر بوده و هست صنعتی پدید آوردند با عنوان «صنعت توریسم» یعنی میعادگاه بی تردید «فرهنگ و اقتصاد».

صنعت توریسم

وقتی‌که اروپایی‌ها فهمیدند که علاوه بر نفت، گاز، کائوچو و الماسِ دیگران، می‌توان از فرهنگ آنان نیز پول درآورد، حدود صدسال پیش بود. ابتدا کسی توریسم را جدی نمی‌گرفت. پس از جنگ دوم جهانی، صنایع باقی‌مانده از جنگ به تدریج قوت گرفت، به ویژه ماشین‌سازی. کمپانی‌های آمریکایی و اروپایی دیوانه‌وار شروع به تولید اتومبیل کردند. گویی جهان، جنون اتومبیل گرفته بود. آنقدر ساختند تا درماندند. برای حرکت دادن این همه ماشین احتیاج به سوخت داشتند.

صنعت نفت هرچه بیشتر قوت پیدا کرد. هفت خواهران نفتی پدید آمدند و صنعت نفت و ماشین پس از تجارت‌های ممنوع نظیر اسلحه و مواد مخدر هم‌پای هم بزرگترین تجارت‌های جهان شدند، توریسم نیز به آرامی پیش می‌آمد. زمانی که اقتصاد آن به نفت و اتومبیل نزدیک شد، آرام آرام جهان به آن توجه کرد و صنعت توریسم را جدی گرفت؛ تا جاییکه با ماشین و نفت پا به پا شد.

این اتفاق در سال دوهزار افتاد. پس از آن، گردشگری همه را شگفت زده کرد و اکنون با سالیانه دو هزار میلیارد دلار (2000.000.000.000) بزرگترین صنعت قانونی دنیاست. صنعتی که به جای ماشین به نیروی انسانی تکیه دارد، پتانسیلی که کشور ما بسیار دارد.

ما کجای کاریم؟

یونسکو گفته است که « ایران از نظر داشته‌های تاریخی جزو ده کشور اول دنیاست». در ایران بیش از یک میلیون اثر و یادمان تاریخی داریم که اکثر آنها به اندازه کافی معرفی نشده‌اند؛ با وجود این گردشگران تمامی جهان علاقمند به بازدید از آن‌ها هستند. طبیعت شناسان می‌گویند که طبیعت ایران بی هیچ تردیدی جزو سه طبیعت غنی کشورهای جهان است که با درنظر گرفتن تنوع شگفت انگیز طبیعت، دشت‌ها، کویرها، بیابان‌ها، جنگل‌ها، کوهستان‌ها، تالاب‌ها دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و دریاها می‌تواند ادعایی قابل قبول باشد. اما این، همه داشته‌های ما نیست.

صنعت گردشگری نه بر ماشین که بر نیروی انسانی استوار است و کشور ما به عنوان جوان‌ترین کشور دنیا و با داشتن جوانانی به شدت با استعداد از نیرویی شگرف برای این صنعت برخوردار است، اما متاسفانه تا به امروز فقط حرف زده و شعار داده‌ایم. پیش از انقلاب چیزی به نام «صنعت توریسم» نداشتیم. تنها در زمینه شکار برادر شاه و دو سه آمریکایی شرکتی درست کرده بودند که تا زمان انقلاب سرانجامی نداشت. پس از کش و قوس‌های اول انقلاب و پس از جنگ، ایران هم به آرامی به گردشگری توجه نشان داد.

دقیقاً از سال 1369 یعنی بیست و سه سال پیش، نخستین شرکت‌های گردشگری زیر نظر معاونت ارشاد شروع به کار کردند. سپس سه سازمان گردشگری، صنایع دستی و میراث فرهنگی ادغامی بی معنی داشتند و جایگاه آن تا معاونت ریاست جمهوری بالا رفت. اما بی هیچ رودربایستی همه مسوولان از صدر تا ذیل آمدند، شعار دادند، حرف زدند و حرف زدند و رفتند.

کسی آمد و گفت که هزار هتل می‌سازد، خندیدیم !! او یا نمی‌دانست که هزار چند است و یا نمی‌دانست که اصولا هتل چیست؟! طبق معمول گذشت و فراموش کردیم، تا که دیگری آمد و مولود ناشناخته‌ای به نام «نفرسفر» را به دنیا آورد و گفت که نوروز امسال «آن سال» نود میلیون «نفر-سفر» داشته‌ایم! هیچکس نفهمید که این نفر-سفر که بود، از کجا آمد و به کجا رفت.

دو با جناق با هم برای سفر نوروزی نقشه می‌کشند، دو عیالشان را برمی‌دارند و با حسن و اکبر و جمشید و سارا به دو پرایدشان سوار می‌شوند. دو چادر سفری و دو گاز پیک نیک برمی‌دارند و یک قابلمه سبزی پلو با کوکو سبزی که مادر زن مشترکشان پخته، پس مادر زن مشترک را نیز برمی‌دارند و می‌زنند به جاده؛ واقعا این سفر چه ربطی به نفر-سفر، صنعت توریسم و اصولا گردشگری سازمان میراث فرهنگی دارد معلوم نیست.

حال با نامگذاری هوشمندانه سال 93 به سال فرهنگ و اقتصاد میدانی فراهم شده است که اینک صاحبان فرهنگ و اندیشه می‌بایست در راه اقتصاد گام بردارند. والله که اگر درست اندیشیده شود با توجه به داشته‌ها و پتانسیل‌های کشورمان همین «صنعت گردشگری» سبد کالا را از دست خانواده‌های ایرانی خواهد گرفت؛ چراکه در هر خانه ایرانی حتما جوانی یافت می‌شود که به جای ایستادن در صف سبدهای یارانه‌ای در صنعت گردشگری مشغول شود. اما به شرط دوری از شعار و به کار گرفتن شعور و اعمال مدیریت درست به دست مدیران درست و اندیشمند.

گردشگری شهری نمونه ای از پیوند دو مفهوم اقتصاد و فرهنگ بوده و می توان توسعه متقابل هر یک را با رشد شاخصه های دیگری، به دست آورد. حال مدیران شهری و گردشگری با توجه به جاذبه های متنوع فرهنگی و تاریخی شهر خوی، باید امکانات و زیرساخت های میزبانی از مسافران و گردشگران، به عنوان یک اصل مهم در بخش های مختلف مدیریت شهری، تلقی شود. در فرصت باقی مانده تا آغاز تابستان، باید با اولویت بندی پروژه ها، زمینه لازم را جهت ارایه خدمات گردشگری و زیباسازی جلوه های شهری ایجاد نمود، که همچنان از نظر اینجانب بعید به نظر میرسد.

امروز مدیران شهری باید بدانند که بدون برنامه‌ریزی‌های فرهنگی و اقتصادی کارها چندان پیش نخواهد رفت و بایستی به پیروی از رهنمودهای مقام معظم رهبری مباحث فرهنگی را در سرلوحه کار خود قرار دهیم و به شدت از برخورد تبلیغی و شعارزدگی با این موضوع پرهیز نمایند. اغلب مشکلات و معضلات کالبدی و اجتماعی شهر خوی در کاستی‌های فرهنگی ریشه دارد و بایستی همه با هم با یک عزم همگانی بیش از پیش بر روی مسائل فرهنگی در این شهر تمرکز نماییم.

افزايش مشاركت‌هاي عمومي و اجراي طرح‌هاي ضربتي و بسيجي‌وار را مصداق اجرايي عزم ملي و مديريت جهادي میباشد بايستي باورمان شود كه مي‌شود و مي‌توانيم و به همین دلیل ادبيات "نخواستن و نتوانستن" را حذف كنيم تا بتوانیم به قله بلند اهدافمان در اقتصاد، فرهنگ و گردشگری برسیم

میر سجاد اسبقی- کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی

پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از ان شما نیست.

دعای تحویل سال فراموش نشود ! این دعا مضمون خوب و سازنده ای دارد.

یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاْبْصارِ، یا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ، یا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَالاْحْوالِ، حَوِّلْ حالَنا إلى اَحْسَنِ الْحالِ. اى کسى که تحوّل دل‌ها و گردش چشم‌ها در دست توست. اى تدبیر کننده شب و روز و اى تغییر دهنده سال و حال، حال ما را به بهترین حال، تغییر ده!

راه های متفاوتی برای جلب توجه مشتریان وجود دارد که استفاده از هر کدام از این راه ها تابع عوامل متفاوتی است. در گام اول باید بررسی کنید که چه فاکتورهایی محیط کار شما را از محیط های مشابه متمایز می سازد. آیا محیط کار شما به خاطر نوع دکوراسیون محیط سردی است؟ در این صورت سعی کنید فضای کاری خود را به شکلی طراحی کنید که برای مشتری تازگی داشته باشد و علاوه بر آن مشتری در آن احساس راحتی نیز بکند، با پخش موزیک های مرتبط با کار خود به آن جان دهید.

نکته دیگری که بسیار دارای اهمیت است محل قرار گیری دفتر مرکزی یا دفتر فروش شما است. تا جایی که برایتان مقدور است سعی کنید مکانی که برای استقرار دفترتان انتخاب می کنید متناسب با نوع مشتریانتان، مکانی در دسترس و مناسب باشد. برای مثال اگر کار کار شما فروش لباس است، خیلی بی معنی است که در جایی که بورس لوازم اداری است مغازه بزنید.

در زمینه بازاریابی محصولتان همواره به یاد داشته باشید وقتی شما برای یک بار توانستید فروش خود را بالا ببرید کم کم در این زمینه دارای مهارت خواهید شد. برای شروع تبلیغ کار خود می توانید از پخش تراکت استفاده کنید. اگر این روش، روشی قدیمی محسوب می شود اما هنوز هم راه هایی برای متمایز کردن تراکت محصولتان با سایر محصولات وجود دارد. با خلاقیتی که در این زمینه به کار می برید هنوز هم این روش موفقیت آمیز خواهد بود.

نکته دیگر در رابطه با پخش تراکت است، شما باید تبلیغاتتان را در زمان و مکان مناسبی انجام دهید، به طوری که شانس قرارگیری در مشتریان هدفتان بالا باشد. برای مثال اگر شما فروشگاه کتاب های کمک درسی دارید، مدارس و دانشگاه ها خصوصا در زمان امتحانات مکان و زمان مناسبی برای تبلیغات در این زمینه خواهد بود.  

از راه های دیگر تبلیغات، فعالیت در شبکه های اجتماعی و تبلیغات چهره به چهره است که تاثیر بالایی در جذب مشتریان دارد، زیرا وقتی محصولات خود را برای افراد به صورت حضوری معرفی می کنید، اعتماد فرد به شما خیلی بیشتر خواهد بود.

در روند فروش سعی کنید نظم داشته باشید، برای کارهای فوق العاده ای که در حین فروش برای ایجاد انگیزه در مشتریانتان می خواهید انجام دهید زمان مشخصی قرار دهید و به زمان بندی خود اهمیت دهید. برای مثال در زمان های مشخصی به مشتریان تخفیف بدهید و فروش با شرایط را قرار دهید. این نظم کاری به مشتریان انگیزه می دهد که فروشگاه شما را به عنوان یک فروشگاه پیشرو در امر فروش بشناسند

نکاتی که افراد بانفوذ خوب می دانند

۱- آن ها سخنران های عمومی فوق العاده ای هستند

قدرت نفوذ در افراد می تواند موجب برقراری ارتباط بین ایده ها و مبدل ساختن آن به ایده هایی ماندگار شود. برای بسیاری از افراد بانفوذ، سخنرانی های عمومی بهترین راه برای انجام رساندن این هدف است.



ادامه مطلب ...
برچسب:اسبقی, :: 8:29 :: نويسنده : میرسجاداسبقی

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 12 صفحه بعد

درباره وبلاگ

میرسجاداسبقی کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی(گرایش بازاریابی بین الملل) سلام بر دوستان عزیز این وبلاگ با هدف تبادل اطلاعات در زمینه مدیریت - بازاریابی - گردشگری در خدمت کلیه دوستان خواهد بود.کاش می دانستید که زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست زندگی خوردن و خوابیدن نیست زندگی حس جاری شدن است زندگی کوشش و راهی شدن است امیدوارم از راهنمائی دوستانی که دستی به قلم دارند بی نصیب نمونم. نیستم محتاج نگاهی که بلغزد بر من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد.... .هر کس به چیزی تبدیل می شود که بدان عشق می ورزد.اگر سنگی را دوست داشته باشد سنگ می شود اگر هدفی را دوست بدارد ،به آن هدف تبدیل می شوداگر به فردی عشق ورزد آن فرد می شود اگر به خدا عشق بورزد خدایی می شود وحال انتخاب با ماست .
آخرین مطالب
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان مدیریت اجرایی-بازاریا بی و آدرس mbanote.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 40
بازدید دیروز : 122
بازدید هفته : 40
بازدید ماه : 3481
بازدید کل : 644707
تعداد مطالب : 353
تعداد نظرات : 143
تعداد آنلاین : 1